downloadfilmmm



اخبار جهان: وسترن پوشیده شده توسط تام هنکس در یک تریلر فاش می شود
12
سهام
اخبار جهان: غرب پوشیده شده توسط تام هنکس در یک تریلر نشان داده می شود copy; Richard Shotwell / AP /، Sipa
همچنین بخوانید
OSS 117: قسمت سوم در اولین تریلر نشان داده می شود
مورد
OSS 117: قسمت سوم در اولین تریلر نشان داده می شود
مورد
Clem در TF1: کف زدن آخر برای ویکتوریا آبریل
مگان بله ، منتشر شده در 8 اکتبر

از طریق اولین تریلر ، فیلم وسترن پاول گرینگراس با بازی تام هنکس سه ماه قبل از اکران نمایشی ، برنامه ریزی شده برای 6 ژانویه 2021 ، آشکار شد.

به مدت چهل سال ، تام هنکس نقش های زیادی را بازی کرد ، اما این اولین بار است که این بازیگر دنیای غرب را سرمایه گذاری می کند ، هرچند در نسخه اصلی "داستان اسباب بازی" صدای خود را به گاوچران وودی وام داد. " این بازیگر با کارگردان بریتانیایی ، پل گرینگراس ("یکشنبه خونین" ، "جیسون بورن") ، هفت سال پس از "کاپیتان فیلیپس" ، برای "اخبار جهان" ، اقتباسی از رمان معروف پائولت جی (2016) ، دوباره متحد می شود.


پیش پرده: تام هنکس در اخبار جهان توسط پل گرینگراس (VO) توسط PremiereFR
یک مأموریت خطرناک

داستان در سال 70 در مرز بین تگزاس و خاک هند اتفاق می افتد. دختر ده ساله (هلنا زنگل) پس از چهار سال اسارت آزاد می شود. دومی توسط هندی های غارتگر کیووا به گروگان گرفته شد ، پس از اینکه خانواده اش را از بین بردند. ماموریت این مرد که به جفرسون كایل كید (تام هنكس) سپرده شده است ، بازگرداندن او به كاستروویل ، یك شهر كوچك در تگزاس است كه دایی و عمه اش در آنجا اقامت دارند.

کاپیتان کید 71 ساله است "همانطور که صفحه بزرگ مشخص می کند" یک خواننده خبر مسافرتی است ، مسئول اطلاع رسانی به مردم روستایی ، تقریباً بی سواد بیشتر اخبار منتشر شده در رومه ها ، با گشت و گذار در شهرها. و نمی داند چگونه با دختربچه ای که مدت طولانی از خانواده اش گرفته شده است مقابله کند و ترجیح می دهد با کسانی که او را برده اند بماند. اگر یک کلمه از زبان انگلیسی صحبت نکند ، مرد اولین پیروزی خود را بدست خواهد آورد وقتی نام او را کشف کند: یوهانا. یک سفر جاده ای خطرناک از طریق آمریکا در آغاز جنگ داخلی که در 6 ژانویه 2021 در سینما کشف می شود.


فیلم Hearts on fire: Creed II
بررسی ها | 23/01/2019 | توسط نانی کبرتی
من به سیلوستر استالونه شک کردم.
بله ، در برخی از زمان من انجام دادم.
من مثل بقیه غریزه حفظ نفس دارم و قبلاً آسیب هایی را در گذشته تجربه کرده ام: مردم پیر و سنگسار می شوند ، این طبیعت است.
حتی برای بهترین ها هم اتفاق می افتد.
یک روز آنها Face / Off را شلیک می کنند ، روز دیگر آنها Windtalkers را شلیک می کنند.
یک روز آنها به Killer Joe ، روز دیگر به The Devil و Father Amorth شلیک می کنند.
یک روز آنها Sully را می دوند و روز بعد - اما روز بعد ، با عجله ، به معنای واقعی کلمه برای خواندن اولین کسانی که عبور کردند - آنها 3.17 بعد از ظهر تبدیل می شوند - حمله به قطار.
این برای همه اتفاق نمی افتد ، این یک قاعده نیست ، اما وقتی اتفاق می افتد وماً به معنای وجود علائم هشدار دهنده در این بین نیست.
وقتی اتفاق می افتد ، بد است و شما نمی خواهید غافل شوید.
سیلوستر استالونه 72 ساله است: او جسمی دارد که یک جوان 25 ساله به او حسادت می کند ، اما نمی توان قبلاً دانست که چه زمانی از این حد عبور کرده است.
و سپس در اولین علامت که مرا متقاعد نکرد بسیار سخت وارد پاراگراف شدم.
آهنگ تم:

می بینید که دو نوع سیلوستر استالونه وجود دارد. یکی کسی است که فیلم هایی می سازد که از قلب یا غریزه اش بیرون می آیند. راکی ، رمبو و غیره . اینها دست نخورده هستند.
دیگری کسی است که به یک نیاز توقف ناپذیر توجه توجه می یابد و سعی می کند ابتدا با فکر کردن ، آنچه را که مردم از او می خواهند حدس بزند.
او هرگز در آنجا خیلی خوب نبود: این زمین بازی شوارتزنگر بود. وقتی اسلی آن را امتحان کرد ، با Stop یا Mom Shoot و ایده PG-13 در Mercenaries 3 روبرو شد (بدیهی است که در مورد همه این موارد در راهنمای مبارزه با سیلوستر استالونه به طور گسترده صحبت می کنیم).
کرید از سال 2015 شروع به تصویربرداری می کند: این یک بخش از راکی ​​است که در آن او باید شخصیت نمادین خود را در چند صحنه تکرار می کرد.
این ایده او نیست ، بلکه رایان کوگلر است ، اما غریزه اسلی تحریک می شود: او می فهمد که چیزی جالب از آن بیرون خواهد آمد ، او نقش خود را بزرگتر می کند ، یک صحنه برنده اسکار اضافه می شود ، به طور دقیق اسکار ، فیلم را لمس می کند یک فیلم پرفروش است و صحبت در مورد دنباله ها طبیعی می شود.
اما رایان کوگلر مشغول کار است: مارول او را برای نوشتن و کارگردانی مهمترین فیلم هزاره (پلنگ سیاه) استخدام کرده است.
و سپس اسلی می گوید "مشکلی نیست ، من از آن مراقبت می کنم" ، و فیلمنامه و کارگردانی را به خودش اختصاص می دهد.
و خوب . کرید داستان او نیست.
عنوان نیز چنین می گوید: Creed ، نه Rocky VII.
و عنوان: میراث خود را بسازید. "ذهن خروس خود را" ، کم و بیش.
این یک فیلم نوستالژیک نیست. یا بهتر بگوییم ، البته ، اما در برنامه ها ، نوستالژی فقط فشار برای ایجاد چیزی جدید و خودمختار ، برای نسل های جدید است.
منظورم این است که این صدای اسلی نیست که باید داستان کرید را روایت کند. این ایده او نیست ، خانواده اش نیست ، زندگی او نیست.
من می ترسیدم که فیلمنامه و کارگردانی اختصاص داده شده خود نشانه ای از خودمحوری ناامیدانه باشد ، ژستی برای آخرین فرصت برای ماندن کمی بیشتر در کانون توجه پس از بسته شدن ناامیدکننده حماسه مزدوران.
می ترسیدم که او خودش را مجبور به نوشتن مطلبی کند که ممکن است از نظر جهت و لحن ، بی جا باشد.
سپس اسلی به خود آمد و کارگردانی را به استیون کپل جونیور ، یکی دیگر از جوانان آفریقایی تبار آمریکایی که از ساندانس برخاسته بود مانند رایان کوگلر سپرد ، اما فیلمنامه برای او باقی ماند.


"من احمق را ترحم می کنم."

Creed II چندین چالش برای غلبه بر آنها داشت.
یکی از مواردی بود که فیلم اول بدون هیچ زحمتی اندک از آن اجتناب کرد: دادن وقار روایی به ایوان دراگو ، شخصیتی که در راکی ​​چهارم به عنوان مبالغه اغراق متولد شد ، نوعی هیولای فرانکشتاین که در فیلم ابرقهرمانانی که شاهکارهای کارتونی انجام می دهند ، گیر افتاده میراث دست و پا گیر آن بر یک حماسه سنگینی می کرد که به نظر می رسید می خواهد از لحن اولین راکی ​​شروع شود ، از متواضعانه ، نمایشی ، شخصی ، معتبر.
حیله گر به فیلمنامه به معنای مواجهه با موضوع است: دراگو قلاب مناسبی برای دنباله سریال Creed است ، همچنین فرصتی است تا سرانجام بگوید که پس از حوادث مسکو در سال 1985 چه اتفاقی برای او افتاده است ، مجموعه ای از ایده هایی که استالونه حمل کرد سالها در آنجا بود و او قبلاً می خواست به Rocky Balboa برود.
چالش دیگر این بود که از دام های دنباله دار ، رویکرد بیش از حد به انتظارات فرض شده مردم ، ساده سازی بیش از حد خطوط داستانی و شخصیت ها ، شخصیت های Rocky V و بدترین لحظات Rocky II ، پایین ترین نقاط حماسه
و دیگری این بود که نگذارد راکی ​​دوباره آدونیس کرید ، قهرمان اصلی داستان را تحت الشعاع قرار دهد ، کسی که باید علاقه خود را برای دیدن فصل های بعدی این حماسه بر عهده داشته باشد.
حیله گر ، روی کاغذ ، وماً فرد ایده آل برای سپردن این وظایف نبود.
نه حیله گر خودمحور ، ناامن و فرصت طلب ، که مشتاق است هرچه بیشتر اقامت خود را در کانون توجهات طولانی کند.
اما قصد داشتم دو درس بیاموزم:
1. نظریه با عمل متفاوت است.
2. هرگز به سیلوستر گاردنیزیو استالونه شک نکنید. هرگز.


دراگو در شهر است

زیرا اگر Creed تقدیس بازیگر استالونه بود ، Creed II آپوتوز صحنه استالونه است


جنایات در خانواده: بررسی فیلم سباستین شیندل
خشونت علیه ن و بررسی دقیق مادرانه در درام خانوادگی این کارگردان آرژانتینی.


جنایات خانوادگی که از 20 آگوست در Netflix در پخش بین المللی در دسترس است ، یک درام تاریک و خشن است - بیشتر در مضامین از صحنه داری - به کارگردانی سباستین شیندل. با بازیگران شایسته فیلمنامه ای متراکم و دشوار ، جنایات در خانواده خود را به عنوان یک نمایش دراماتیک و خصوصی درگیر می کند ، جایی که از دو متهم (که پیوندشان وحشتناک است ، اما تا پایان سکوت کرده اند) فراخوانده می شوند تا دو چهره مدال همان خشونت علیه ن.

همچنین بخوانید: پسر: مروری بر تریلر روانشناختی سباستین شیندل از نتفلیکس
شخصیت اصلی فیلم خانم آلیشیا است ، با بازی سیسیلیا راث ، بسیار دوست داشتنی در نقش مانوئلا در همه چیز درباره مادرم ، شاهکار پدرو آلمودوار. در واقع ، همه چیز از نظر روایی و هم از نظر احساسی - از نظر احساسی بر اساس او استوار است. اعدام و قربانی در همان زمان ، آلیشیا مادری است که آماده است برای دفاع از پسرش ، حتی برای غلبه بر قوانین اخلاقی خود ، هر کاری را انجام دهد. شخصیتی که تجسم تناقض شدید عشق مادرانه است و وقف آن محافظت از ضعیف ترین افراد است اما روابط خانوادگی آنها را کور کرده است.

جنایات خانوادگی درام را از منظر خاصی روایت می کند

وقتی جلوی یک پرونده خبری قرار می گیرید (فیلم ، از جمله چیزهای دیگر الهام گرفته از وقایع واقعی است) ، غالباً قضاوت های خلاصه و شتابزده ای را انجام می دهید که ناشی از تمایل به انتقاد از هیولا در صفحه اول و پیش بینی عدالت غالباً ما از دیدگاه کسانی که این نمایش را دست اول تجربه می کنند ، گرفتار درد آنچه برای عزیزش اتفاق می افتد و شرم بالش رسانه ای که به ناچار دامن می زند ، نمی شویم. آلیشیا سسیلیا رات به خوبی نمایانگر این دیدگاه داخلی ، یک مادر مقاوم است ، که باید با بیرون و همچنین ترس از دست دادن فرزندش کنار بیاید. اهمیت آن این است که این واقعاً از نظر او مقصر است: اگر کاری بتواند برای محافظت از او انجام دهد ، از پول و انرژی خود صرفه جویی نخواهد کرد.

جنایات در خانواده (ترجمه وفادارانه ، اما در نقطه درست Criacute;menes de familia اشتباه است) از یک دادگاه آغاز می شود ، محاکمه ای که پسر آلیشیا و ایگناسیو (میگوئل آنگل سولا) ، یک زوج ثروتمند از بوینس آیرس را در اسکله می بیند. دانیل (بنجامین آمادئو) - این نام مرد است - به خشونت جنسی علیه همسر سابق خود مارسلا (سوفیا گالا کاستلیون) متهم می شود. به دلیل شواهد قریب به اتفاق در دست دادستانی ، وضعیت او ناامیدکننده به نظر می رسد. این آزمون عنصری تعیین کننده در طول فیلم خواهد بود که حوزه اساسی در سیر تحول اخلاقی قهرمان داستان خواهد بود.

مادر بودن به عنوان یک درام

اگر از یک طرف مادری داریم که مجبور است با جنایت جدی فرزند بزرگسال خود روبرو شود ، از طرف دیگر شخصیت موازی فوق العاده جالبی داریم. گلدیس (یانینا آویلا) کنیز آلیشیا و ایگناسیو و مادر سانتیاگو کوچک است. گذشته آسیب زای او ، تحصیلات ضعیف و عقب ماندگی ذهنی اندک باعث شده است که او پدر و مادرش را کاملاً مطیع "معشوقه" خود زندگی کند که - در واقع - همچنان از کودک مراقبت می کند و از او مراقبت می کند. به طور خلاصه ، روحیه مادرانه آلیشیا همه جانبه است و می آید تقریباً همه چیز را در اطراف او خرد می کند ، حتی در بهترین اهداف.

یک روز دشوار در یک دوره حتی دشوارتر ، و آلیشیا با هشدار دادن به او برای عدم بارداری مجدد ، وضعیت ناخوشایند گلادیس را کوتاه می کند. از آن زمان ، دختر بارداری روان پریشی را تجربه خواهد کرد که در یک شب ناراحت کننده و بدون بازگشت به اوج خود می رسد. فاجعه گلدیس به A می دهد تا نگی نقض شده را از دیدگاه دیگری ، یعنی قربانی مطلقی که نه ابزار فکری و نه مادی برای شناخت و تقبیح شرایط خود دارد ، بررسی کند. نه برای هیچ چیز دیگر ، بین گلدیس و جلادانش (بعضی بیشتر ، بعضی کمتر ، همه به جرم حاشیه نشینی و عدم همدلی) ، یک شکاف اجتماعی عمیق وجود دارد ، که در یک جامعه کاملاً طبقاتی غیرقابل لجام تلقی می شود. اول از همه مادر ، حتی قبل از زن بودن ، حتی قبل از انسان بودن: به نظر می رسد نقش فوق العاده ای که بر جنسیت زن تأثیر می گذارد موتور اصلی چرخ و فلک احساسی جنایات در خانواده است.

در نتیجه ، جنایات در خانواده

جنایات در خانواده دلایل مختلفی دارد که دیده می شود و چیزی که باعث می شود تماشاگر به سینما عادت کند بینی خود را بالا می آورد. این فیلم بخشی از پیشنهاد محصولات تلویزیونی است که توسط نتفلیکس توزیع می شود و از نظر بیشتر تحت تأثیر آن است


نام من بی باک است: بررسی فیلم انیمیشن Netflix
با چند پیچ ​​و تاب برای بهره گیری از ادویه داستان ، My Name is Impavido است که همه در مورد کمدی اجباری و مشتی سکانس با سوخت آدرنالین فاقد نوآوری است.

نام من Fearless است ، از سال 2020 و به کارگردانی کوری ادواردز ، یک محصول اصلی نتفلیکس است که دارای فضاهای بسیار ضعیف و توسعه به همان اندازه بی اثر است. این داستان بین دو جهان تنظیم شده است: این مجموعه محبوب ترین بازی ویدیویی را در بین کودکان به تصویر می کشد - Planet Master ، با ابرقهرمانان و فاتحان شیطانی جهان - و واقعیت محدود رید (مای رابینز) ، دانش آموز دبیرستانی که این برای مدرسه کاربرد ندارد و فقط به عبور از سطوح پیچیده تری از Planet Master فکر می کند. این دو بعد به زودی با قهرمان بازی ، Captain Lightspeed (Jadakiss) برخورد می کند ، که به رید درباره یک واقعه فاجعه بار هشدار می دهد: دکتر شیطانی Arcannis (میگوئل J. Pimentel) جوهر قدرت کاپیتان را مستقیماً از او می گیرد سه فرزند ، در خانه رید پنهان شده اند. آخرین چالش سرنوشت ساز قبل از اتمام بازی در سیاره زمین رخ خواهد داد.

نام من Impavido است: هدف آن رو به پایین است ، با ایده های کمی و دخالت کم
نام من بدون ترس فیلم Netflix است

عنوان Netflix محدود به معرفی ما در زمینه ای بیش از این آشنا است ، قهرمانان عدالت با هدف نجات کهکشان و ماجراجویان بالقوه انسانی با ویژگی های پنهان هستند. این غذا به صورت سرد و با پشت سر هم اتفاقات از پیش تعریف شده و با تأثیر عاطفی کم سرو می شود. رید یک فرد بی ادب و ناامید کننده است که با استفاده از نام مستعار Impavido ، خود را در دنیای دیجیتال حبس می کند. این کنتراست به زودی آشکار می شود ، در حالی که فرد ویژگی های برنده خود را ابراز نمی کند زیرا او تمام قدرت خود را برای ضرب و شتم هیولاها ، بیگانگان و رئیسان در سیاره استاد به کار می گیرد.

وقتی بازی در واقعیت پیش می رود ، رید از ملانی (یارا شهیدی) ، دوست دبیرستانی خود با شخصیت و روحیه سازگاری قوی ، کمک می گیرد. زوجی که می توانند یک ساعت اضافی دیگر از سرگرمی های خالص خود را ارائه دهند ، اما برای پیشرفت در بین کارهای بسیار قابل پیش بینی که از قبل در فیلم تنظیم شده است ، حداقل بازی را می کنند. با وجود سه فرزند کوچک Captain Lightspeed ، فیلم با درج اتصالات غیر قابل مقاومت در لبه های چوبی و نمایش قدرت های استثنایی ، گاهاً اوج می گیرد. با حرکت قطب نما در سطح روایی ، تکامل ناگهانی شخصیت اصلی انسان و پشتیبانی به موقع از Lightspeed فرش قرمز را برای درگیری نهایی اجتناب ناپذیر با دکتر آرکانیس به راه انداخته و نتایج قانع کننده ای ندارد.

انیمیشن انتظارات را برآورده نمی کند
نام من بدون ترس فیلم Netflix است

استودیوی My Name is Fearless is Feyray Animation ، واقع در بروکلین ، نیویورک. بخش فنی کارهایی را انجام می دهد که برای اقتصاد یک فیلم انیمیشن از اهمیت اساسی برخوردار است. باید در برابر نقاط عطف خارق العاده و آگاهی و موقعیت قاطع برای غلبه بر محدودیت های خود حیرت زده ، افسون کند و شما را مبهوت کند. اینطور نیست با عنوان Netflix شما با سرعت متوسط ​​و با گیربکس اتوماتیک حرکت می کنید ، داستانی را بدون ابتکار عمل و پیشرفت ضعیف و کمی تمایل به استفاده حداکثری از شخصیت های داخل به ما می دهید. دنیای بازی Planet Master پیشینه ای مبهم و هرگز مشخص ندارد و شخصیت شروری که باید از او ترسید ، در اهداف و شوخی هایی که بر زبان می آورد ، رقت انگیز است.

مداخلات کمیک مانند ژنرال Blazerhatch (اتحادیه گابریل) ، مسئول کشف رمز و راز موجود در مورد ظهور بشقاب پرنده ها و تهدیدهای بیگانه ، می تواند یک فانوس دریایی معجزه آسا در شب تلقی شود. با آگاهی از موقعیت مسخره ای که در اختیار دارد ، کار نیروهای نظامی نشان داده شده در فیلمهای فاجعه بار یا فیلمهای هیولایی درهم و برهم را کوچک می شمارد. نتیجه تا حدی خنده دار است ، اما کاملاً منطبق بر توسعه ماجراجویی پشتیبانی شده توسط شخصیت های برجسته با جذابیت تجدیدنظر پذیر نیست. این یک فرصت تلف شده واقعی است که شامل مدت زمان بیش از حد برای آنچه از نظر محتوا به ما ارائه می دهد ، است.


Time Trap: نقد و بررسی فیلم توسط بن فاستر و مارک دنیس
گروهی از دانش آموزان غاری را کشف می کنند که زمان آن کندتر از سطح آن می گذرد. این یک آغاز ماجراجویی است که آنها را برخلاف میلشان در پیش از تاریخ و در آینده ، به سمت فضای عمیق ناشناخته هدایت می کند.


تعداد انگشت شماری از ایده های جذاب ، در جستجوی روایتی منسجم و ساختار یافته تر. ما می توانیم Time Trap را خلاصه کنیم ، یک فیلم علمی تخیلی ماجراجویی که منتظر انفجار و تحول بزرگتر و متفاوت از آنچه در واقع به دست می آورد ، است. تقصیر - اگر واقعاً بتوانیم در مورد تقصیر صحبت کنیم - بودجه ای کاهش یافته است که به ناچار فیلم زوج دنیس-فاستر را به داخل مجموعه فیلم های سری B می کشاند ، آنهایی که بدون محکومیت زیاد و با آگاهی از محدودیت ها و کاستی ها.
اما این نوع آثار در سالهای اخیر آموخته است - ایده آل از شارکنادو به بعد - که مهارت خود را با شکاف های خود بازی کند ، به بیننده چشمک بزند و تقریباً ذات مشتق و مغالطه خود را اعلام کند. آنها تولیداتی با هزار زندگی هستند و Time Trap این را ثابت می کند: پس از کمترین توزیع در سینماها در سال 2017 ، اکنون این فیلم اکشن بعید به لطف Netflix ، که آن را در فهرست خود قرار داده است ، جوانی جدیدی را تجربه می کند و پاسخی ناگهانی و غیر منتظره دریافت می کند.

تله زمان: در جستجوی چشمه جوانی
Time Trap - Time Trap ، همانطور که خود عنوان نشان می دهد ، نوعی تغییر در موضوع سفر در زمان ، در پیوستارهای فضا-زمان و تحریفاتی است که باعث ایجاد رعب و وحشت اجتناب ناپذیری در ناشناخته ها می شود. مدت زمان کوتاه فیلم - که به یک ساعت و نیم نمی رسد - اجازه نمی دهد زیاد وارد کار شویم: ما در تگزاس هستیم و یک استاد باستان شناسی خوش تیپ پس از عزیمت در جستجوی والدین هیپی خود که در دهه 70 ناپدید شده بودند ، در یک غار ناپدید می شود. همانطور که آنها به دنبال چشمه جوانی بودند. گروهی از دانشجویان با نتیجه گیری از دوستان ، خواهران و همسایگان در مسیر Hopper خواهند بود.

کمی از قسمت The Goonies (جای تعجب نیست) و کمی از قسمت Stargate (کسی حتی پارادوکس های نولانی Interstellar را نیز مطرح کرده است) ، Time Trap در نهایت ناخواسته به سریال تلویزیونی آلمان تاریک شبیه می شود ، ساخته شده است بعد. احتمالاً جالب ترین نقطه شروع این است که مربوط به "حالت" سفر است: شخصیت های اصلی دهه ها و هزاره هایی را که در حقیقت هنوز در غار باقی مانده اند عبور می دهند ، نوعی حباب که همه چیز در آن کند می شود. در حالی که آنها بی حرکت ایستاده اند ، جهان در حال اتمام است. ترفند زیرکانه ای که بیشتر مشکلات احتمالی مربوط به مجموعه ها و جلوه های ویژه را حل می کند.

پاسخ در آینده است
Time Trap - بدون اینکه هرگز خودشان را خیلی جدی بگیرند ، کارهای دنیس و فاستر به لطف یک مفهوم ساده و محکم ، موفق به حفظ انسجام داخلی خود می شوند. ایده اصلی مطرح کننده است (نشان می دهد یک موضوع خوب فکر شده حتی قبل از مرحله نوشتن واقعی چقدر می تواند انجام دهد) ، راه حل های بصری مبتکرانه هستند و باعث می شوند ابروهای خود را برای تفریح ​​اینجا و آنجا بالا ببرید: غارنشینان ، غول بیگانه ، سفینه ای که در آسمان خودنمایی می کند همه راه حل هایی ساده و فریبنده هستند که علاقه را تا اعتبارات بالا نگه می دارند.

و درمورد اینکه چگونه گذشت زمان خسارات وارده به زمین در اثر عدم علاقه به انسان ها را نشان می دهد ، Time Trap بازتابی شتابزده اما مفید در سطرهای پایانی خود ایجاد می کند. همانطور که قهرمانان داستان چندین بار توضیح می دهند ، "آینده می تواند هر آنچه را که می خواهیم به ما بدهد" ، و پاسخهایی که نیاز داریم ناگزیر متعلق به فردایی است که باید ساخته شود ، در جهانی که باید از آن محافظت شود. اما برای رسیدن به این آگاهی ، باید چشمان خود را باز کنید و واقعیت را در چهره نگاه کنید ، فراتر از محدوده غار و تاریکی که به نظر می رسد همه چیز تا ابد با خودش یکسان است.


The Wrong Day: نقد و بررسی فیلم با بازی راسل کرو
نقد و بررسی The Wrong Day ، فیلمی از دریک بورته با اسکار در نقش یک روانگردان غیرقابل کنترل در یک پیش نمایش بین المللی ارائه شده است. از 24 سپتامبر تا سینما.


شخصیت های قهرمانانه ، اطمینان بخش و خوبی که راسل کرو برنده اسکار تا به امروز ارائه کرده است را فراموش کنید: سالهای نوری دور از حماسه ماسیمو دکیمو مریدیو از فیلم گلادیاتور یا جان نش فراموش نشدنی از یک ذهن زیبا و جیم بردوک از مرد سیندرلا ، بازیگر روز اشتباه Derrick Borte (رویاپرداز آمریکایی) به بزرگترین کابوسی تبدیل می شود که می تواند برای هر یک از ما اتفاق بیفتد.

روز اشتباه - مردی اشتباه در زمان اشتباه
یک کابوس روزانه که می تواند از روزی شروع شود که اشتباه آغاز شده است ، از دوشنبه در جهنم که در ترافیک برای رفتن به محل کار خود گیر کرده است ، از استرس و ناامیدی که یک بوق تنها می تواند به بمب ساعتی تبدیل شود.

این همان اتفاقی است که برای راشل (کارن پیستوریوس) ، مادر جوانی در روند طلاق می افتد که در تأخیر دائمی و تحت فشار ، در حالی که پسرش را به مدرسه همراهی می کند و سعی می کند از هر لحاظ کمترین جاده را طی کند ، با یک مردی در چراغ راهنمایی. آنچه قرار بود یک تبادل توهین معمول باشد - هر روز در ترافیک اتفاق می افتد - به یک سری اتفاقات تلخ برای زن تبدیل می شود. مردی که پشت فرمان است و او را به دلیل دریافت نکردن عذرخواهی به دلیل هشدار دادن وی با بوق شروع به عذاب می کند ، تام کوپر مزاحم است ، مردی که از نظر روحی اختلال دارد و در پیش گفتار فیلم بلافاصله به بیننده ثابت می کند که توانایی چه کاری را دارد. . و هیچ چیز نمی تواند او را متوقف کند زیرا او چیز دیگری برای از دست دادن ندارد.

The Wrong Day یک هیجان روانشناختی مضطرب و نفسگیر است ، خشم جاده ای که به مدت یک ساعت و نیم باعث می شود بیننده جنون قاتل موضوعی را تجربه کند که به انگلیسی غیرقابل انعطاف تعریف می شود - عنوان اصلی فیلم - به معنای واقعی کلمه "دیوانه ، بهم ریخته" ، داستانی که از زندگی روزمره الهام گرفته شده است و این همان چیزی است که در ابتدای فیلم در خیابان و شهر رخ داده است. تام راشل را هدف قرار داده و تصمیم می گیرد اجازه دهد او بدترین روز زندگی خود را بگذراند تا به او بفهماند که "گفتار و کردار عواقبی دارد". او با وضوح سرد طرحی اهریمنی را برای تنبیه او ترتیب می دهد و زیرا ، پس از طلاق ناخواسته ، تنها چیزی که باقی می ماند خشونت است. راسل کرو ، نگاه سرد یک فرد سایکوپات ، قدرت بی رحمانه با کمک بزرگی قدرت ، به یک هیولا بدون لجن و تردید تبدیل می شود: بین تعقیب و گریزهای تماشایی ، بازی های بی رحمانه از طریق تلفن و قتل های وحشتناک.

روز اشتباه - اقدام ، هیجان و انتقاد از جامعه ما
اغراق های معمول فیلم های با آدرنالین بالا با شرور شکست ناپذیر ، مصون از گلوله ، مرگ و میر و ضربات مکرر به سر حتی اگر مایکل مایرز در هالووین باشد ، کم نیست ، اما یک تریلر اکشن وظیفه دارد بیننده را هیجان زده و او را نگه دارد با نفس افتاده و روز غلط موفق می شود و چگونه ، همچنین نشان می دهد که یک انتقاد موثر از واقعیت دیوانه کننده و ناامید کننده ای که ما هر روز چه در نیویورک ، لندن یا روم زندگی می کنیم ؛ پشت تلفن های هوشمند ما در جستجوی تأیید و پسندیدن ، تحت فشار در محل کار ، فقط بر دادن بهترین ها ، در یک رقابت دائمی ، با زندگی خصوصی شکسته و زمان کمی برای زندگی واقعی متمرکز شده است.


کلیپ های روز اشتباه را تماشا کنید
جوئل شوماخر قبلاً به ما آموخته بود كه در آن پیشگفتار كامل برای یك روز جنون عادی - مایكل داگلاس در حالی كه ویلیام فاستر در ترافیك لس آنجلس گیر كرده بود ، و در اثر گرما و جدایی از همسرش تغییر كرده بود - وجود یك فیوز كافی برای اشتعال دیوانه ترین روح ، شاید سالها زندگی عادی خاموش. بنابراین شخصیت تام کوپر ، تلاقی ویلیام فاستر که با او همان گذشته و انفجار کنترل نشده خشم و راننده Drive برای قدرت بی رحمانه و رانندگی بی پروا است ، به نماد شرارت ، بی تفاوتی و عصبانیتی که توانایی آن را داریم.

روز اشتباه به کارگردانی درریک بورته ، نویسندگی کارل السورث (Disturbia و چشم قرمز) و توزیع توسط گروه فیلم لئونه و توزیع 01 ، در تاریخ 24 سپتامبر وارد سینماهای ایتالیا می شود.


پرستار کودک: ملکه قاتل - بررسی فیلم نتفلیکس
ماجراهای کمدی ناخوشایند کول جانسون دوباره به دنباله فیلم The Babysitter برمی گردد که در آن قهرمان داستان باید دوباره با اعضای فرقه شیطانی که خون و پوست او را می خواهند معامله کند. از 10 سپتامبر در Netflix.

توسط Francesco Del Grosso -13 سپتامبر 2020 11:12

9
اشتراک گذاری
رازداری در قبر دقیقاً همان کاری است که کول جانسون ، قهرمان داستان The Babysitter: Killer Queen ، قصد انجام آن را ندارد. همه اینها علی رغم کسانی که برعکس دوست دارند راز مورد بحث همچنان باقی بماند ، به قیمت دوختن دهان او برای همیشه ، پایان دادن به زندگی او به عنوان یک دانش آموز دبیرستانی که با مشکلات مکتبی و اختلالات عاشقانه دست و پنجه نرم می کند. به طور خلاصه ، موارد پیشنهادی در دنباله فیلم Netflix 2017 بدون شک مواد تشکیل دهنده کلاسیک فیلم نوجوانان هستند که به مناسبت مناسب با دوزهای گسترده ای از کمدی نیمه وحشتناک و ترسناک با طعمی چاشنی مخلوط شده اند. ترکیبی از ژانرهایی که مک جی بار دیگر از آنها خواسته شد آنچه را که مقصد است (از قبل در فصل سوم کار می کند) برای تبدیل شدن به یک حماسه هدایت کند ، به شکل سس مایونز به سیستم عامل ایالات متحده آورده است (از 10 سپتامبر شروع می شود) دیوانه شده

در The Babysitter: Killer Queen ، کول جوان باید دوباره با یک فرقه خونخوار مبارزه کند


برای کسانی که وقت یا راهی برای بازیابی فصل اول ندارند ، داستان تعریف شده این است که یک پسر عاشق پرستار کودک خود Bee (سامارا بافندگی) ، که بعدا معلوم شد یک قاتل خونسرد برای بدشانسی خود است ، که قربانیان خود را به شیطان این کشف تلخ او را مجبور خواهد کرد که تمام شب را با فرار از اعضای فرقه شیطان پرستی به رهبری این زن که تمام تلاش خود را برای جلوگیری از افشای راز خود به جهان انجام دهد ، سپری کند. برای زنده ماندن ، کول (جودا لوئیس) مجبور است به رفتارهای سخت مانند مامان ، من هواپیمای خود را گم کردم متوسل شود ، اما برخلاف قهرمان اصلی فیلم کریس کلمبوس ، کسی که وظیفه دارد مجبور است یکی پس از دیگری آنها را بکشد. به طور طبیعی او در این شرکت موفق خواهد شد ، یا حداقل تا زمانی که فرقه کامل دوباره برای نشان دادن وظیفه در The Babysitter: Killer Queen ظاهر شود.

Splatter ، کمدی زوال عقل ، اکشن و فیلم نوجوان در کنار هم قرار گرفته و یک سس مایونز دیوانه ایجاد می کنند
پرستار کودک: ملکه قاتل ، Cinematographe.it

به طور موقت ، دنباله دو سال پس از اتفاقاتی که شرح داده شد ، اتفاق می افتد ، و این اکشن بر روی یک قایق خانه در منظره ای نفس گیر حرکت می کند. این زمینه برای رویای جدید کول خواهد بود که مجبور می شود دوباره با فرقه ای که می خواهد انتقام و خون او را بگیرد ، مقابله کند. خونی که در The Babysitter: Killer Queen به طرز گسترده ای پخش می شود ، با م componentلفه های چلپ چلوپ و کمدی که به شکلی سخاوتمندانه تر بر روی صفحه ظاهر می شود. سرهای منفجر شده ، اجساد شکاف خورده و اندام های بریده شده اجزای تشکیل دهنده فیلمی است که هدف آن سرگرمی بخش عمومی از مردم بدون ادعای بزرگ است ، که مک جی به او یک نمایش و ارزان قیمت ارائه می دهد ، با یک شوخ طبعی برتر و دائمی ناپاک و پر از دو برابر. حواس دستور العمل هایی که در آن صحنه های رزمی نیز وجود دارد (به جنگ گربه ها بین فیبی و ملان مراجعه کنید) و بالستیک همانطور که او قبلاً ما را در گذشته در دو فصل سینمایی که از فرشتگان چارلی امضا کرده یا در یک جاسوس به ما عادت داده است کافی نیست.

The Babysitter: Killer Queen یک تمسخر ارزان و بازیگوشانه است
پرستار کودک: ملکه قاتل ، Cinematographe.it

این بدان معناست که اگر قصد دارید مغز خود را برای حدود دو ساعت خاموش کنید ، این همانند فصل اول The Babysitter فیلم یکبار مصرف برای شماست. اما اگر شما هم مانند ما مانند Till Death Do Us Part از عملكرد مشابهی لذت برده اید ، توصیه می شود تا حد ممكن از محصولی مانند McG دوری كنید. او یک تمسخر تقلید بازیگوش و بیمارگونه است ، که هیچ کاری ندارد جز اینکه کلیشه های ژانر وحشت را مسخره کند و بیهوده تلاش کند چند لبخند را بد. اگر واقعاً باید به چیز دیگری بپردازیم ، پس بهتر است خودتان را به فیلم هایی مانند آرزوهای مرگ خود یا مراقب بهتر بنشانید.


آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

فیلم - کلیپ - سریال
قاب نقره ای fakhtehvenos postbt setarehisoheil طاقت بیار زهیر دانلود بانک لینک های دانلود فیلم ، دانلود سریال و دانلود آهنگ میباشد. فیلم های تخیلی مطالب گوناگون کدآنلاین akhbar tecnolozh8